در 1162، در گذشت. مورخ و باستانشناس چيني. چندي در چياـ چيـ شان زندگي كرد، سپس عازم سياحت شد و اطلاعات عجيبي از هر قبيل گرد آورد.
وي پس از سال 1149، تاريخ چين1 را از زمان فوهسي تا دورهٴ سلسلهٴ تئانگ در دويست كتاب نوشت، كه در 1161، انتشار يافت. اين تاريخ در چهار قسمت است: 1) شرح سلسلههاي پادشاهي از قديميترين زمان تا دورهٴ سلسلهٴ سوئي، در 20 كتاب؛ 2) انساب، 4 كتاب؛ 3) تاريخ نهادهاي اجتماعي، آداب، جشنها، قوانين عرفي، جرمشناسي، حكومت، اوضاع اقتصادي و غيره، 52 كتاب؛ 4) شرح حال، 124 كتاب. همچنين داراي مقالهاي در مقدمه دربارهٴ هدف و مفهوم تاريخنويسي است.
شايد او بيش از همهٴ مورخان عصر سونگ داراي بينش علمي بود و كوشيد تا هر چه ممكن است بيشتر واقعبين باشد. از نخستين كساني بود كه ترتيب سنتي تاريخ سلسلهها
( ¿ ج 1) را بر هم زد و موضوعها را به صورت منطقيتري طبقهبندي كرد. وي دربارهٴ رشد و زوال جمعيت، پراكندگي شهرها و موضوعهاي مشابه به بحث پرداخت. اظهارات وي دربارهٴ ترتيب درست مطالعهٴ اخترشناسي، گياهشناسي، جانورشناسي، آواشناسي، موسيقي، كتابشناسي و غيره بسيار مترقي و امروزي است. وي كوشيده است تا مشاهدات عملي و تجارب مردم عادي را در تأليف خود بگنجاند. چنگ چئيائو فقط سعي نكرده است نام درست اشياي طبيعي را ذكر كند، بلكه براي توصيف دقيق آنها كوشيده است. وي بعد از تماس مستقيم با اشياي حقيقي، استفاده از نقشهها و تصاوير را توصيه كرده است. آثار خطي او در اين باره فراوان بوده، ولي متأسفانه هيچكدام به دست ما نرسيده است. چنگ چئيائو در بررسي آثار كلاسيك استفاده از متنهاي بدون شرح و تفسير را توصيه ميكند تا بتوان به اصالت و خلوص نوشتهٴ دور از شائبه و غرض دست يافت.
بهطور كلي بايد بگويم او نخستين كسي بود كه كوشيد بر خلاف سنت پان ـ كو (نيمهٴ دوم سدهٴ اول)، كه موٴلفان تاريخ سلسلهها پيرو او بودند، روش سسوـ ماچئين (نيمهٴ دوم سدهٴ دوم قم) را دنبال كند. احساس او در اين مورد به بهترين صورتي در اين اظهارش بيان شده كه ميگويد سسوـ ما چئين در برابر پان ـ كو اژدهايي است در برابر سگ. در نتيجهٴ اين ضديت با تاريخنويسي سنتي، تأليف او مورد مسامحه قرار گرفت و تقريباً فراموش شد.
روشهاي علمياش بدو امكان داده بود تا در نتيجهگيريهايش بسيار جلوتر از زمان خويش باشد، مثلاً وي در بارهٴ صحت انتساب تأليف
كتاب تغييرات به كنفوسيوس ترديد كرد؛ قدمت زيادي را كه به واژهنامهٴ ارح ـ يا (ج1) نسبت ميدادند، مورد بحث قرار داد؛ و در رسالهٴ
شيه كوون